حسن سيد اشرفى
657
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
استعمال مىشوند وقتى كه در كلام خداوند قرار گيرند نه براى اظهار ثبوت معانىاشان به نحو حقيقى . بلكه داعى و غرض چيز ديگرى مثل اظهار محبّت يا انكار و تقرير و توبيخ و غير اينها بوده كه با توجه به قرائن حاليه معلوم مىشود . 580 - از بيان مصنّف مبنى بر معانى انشايى اين صفات در صيغههاى انشايى در خصوص صيغهء استفهام چه چيزى روشن مىشود ؟ ( و منه ظهر . . . ايضا ) ج : مىفرمايد : از آنچه كه در اين بيان داشتيم روشن مىشود ؛ اينگونه نيست كه صيغهء استفهام داراى معانى متعدّدى همچون طلب فهم ، انكار ، توبيخ ، اقرار ، تهديد و غيره بوده و براى هريك از اين معانى وضع شده باشد بلكه يك معنا بيشتر ندارد و آن طلب فهم بوده ولى ممكن است دواعى استفهام عبارت از معانى ياد شده مثل انكار ، توبيخ و غيره باشد . بنابراين ، بيان معانى متعدّد براى صيغهء استفهام از باب اشتباه مفهوم و موضوع له صيغه با دواعى استعمال آن مىباشد . 581 - آيا صيغهء امر حقيقت در وجوب است يا استحباب « 1 » و نظر مصنّف چيست ؟ ( المبحث الثّانى . . . بلا قرينة ) ج : مىفرمايد : در اينكه آيا صيغه وضع شده براى وجوب يا وضع شده براى استحباب « 2 » يا
--> - بلكه داعى آن مثلا امتحان كردن باشد . در تمنّى ، ترجّى و استفهام نيز وقتى در كلام خداوند قرار گيرد مقصود از تمنّى ، ترجى و استفهام نيز معناى انشايى آنها مقصود بوده كه عبارت از ايجاد لفظى اين معانى است و نه معانى حقيقى آنها ولى داعى چنين انشايى عبارت از اظهار محبّت در تمنّى و ترجّى و نيز توبيخ ، انكار و غيره در استفهام مىباشد . ( 1 ) - در مبحث اوّل از صيغهء امر بحث شد ؛ صيغهء امر استعمال در انشاء طلب شده و موضوع له صيغهء امر طلب به داعى بعث و تحريك است . در اينجا بحث مىشود كه آيا طلبى كه به داعى بعث و تحريك ، موضوع له صيغهء امر بوده آيا طلب وجوبى بوده يا ندبى است ؟ ( 2 ) - اگر وضع براى طلب وجوبى شده باشد استعمالش در ندب محتاج به قرينه و به نحو مجاز مىباشد و اگر وضع براى ندب شده باشد استعمالش در وجوب محتاج به قرينه و به نحو مجاز مىباشد .